close
تبلیغات در اینترنت
معبر سایبری همراه رهبر

رهبران جنگ نرم

استاد علی اکبر رائفی پور

دکتر حسن عباسی

کلیپ های معبر

اپليکيشن معبر

سامانه پیامکی معبر

تصویر منتخب

    راه قدس از کربلا میگذرد

دیگر صفحات معبر

پیشواز های منتخب

 

بی سیم معبر

يکی از افرادی که  خدمات فراوانی به جامعه قرآنی کشور؛ بلکه جهان اسلام نموده و مقام معظم رهبری مدظله‌العالی نیز در مورد وی گفتند: «خداوند ايشان را از ستارگان جهان اسلام قرار دهد». 

حجت الاسلام سيد محمد حسين طباطبايی است، که پدرشان لقب علم الهدی را برای وی برگزيد، همان کودک خرسالی است که در دهه هفتاد شگفت انگیز ترین کودک دنیا در عرصه حفظ قرآن شد و معجزه دیگری از آیات نورانی آخرین کتاب آسمانی خداوند را به رخ دنیا کشید. او اکنون جوانی برومند و تحصیل کرده حوزه علمیه قم است که پا به پای پدر در راه ترویج قرآن و مکتب اهل بیت علیه السلام تحقیق و پژوهش می کند.

برای مطالعه و آشنایی بیشتر با سبک زندگی سيد محمد حسين طباطبايی به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.


ادامه مطلب

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیداری با رئیس جمهور و هیأت وزیران، توصیه‌هایی را برای بهبود عملکرد دولت‌های مختلف مطرح کرده‌اند. ایشان در بخش اصلی به مسئولین دولتی توصیه فرموده‌اند که در حوزه فرهنگ به دو مورد توجه داشته باشند:

۱-مدیریت و تولید محصولات فرهنگی سالم براساس مبانی و شعارهای امام و انقلاب

۲-پرهیز از رهاسازی فرهنگی و جلوگیری از تولیدات مضر فرهنگی اعم از نمایشی و مکتوب


اهمیت مسائل فرهنگی برای مقام معظم رهبری به حدی بالا است که در این دیدار فرمودند:

« گاهی اوقات مشکلات فرهنگی موجب شده که من شب خوابم نبرده؛ به‌خاطر مسائل فرهنگی؛ یعنی اهمّیّت مسائل فرهنگی این‌جور است.»

قتل 928 نفردر سال، آمار میانگین پلیس آمریکا

شبکه های اجتماعی در آمریکا بارها با استناد به آمارها و گزارشهای رسمی پلیس فدرال این کشور اعلام کرده بودند که شهروندان آمریکا بیش از آنکه در معرض تهدیدات حملات تروریستی باشند توسط پلیس کشور خودشان در خطر هستند.

از طرف دیگر نبود آمار دقیق کشته شدگان در این کشور سبب شده  تا فعالان اجتماعی خود دست به کار شوند و با راه اندازی سایتهایی به جمع آوری اطلاعات قربانیانی بپردازند که به ضرب گلوله پلیس کشته شدند.

این آمارها نشان می دهد که بطور میانگین سالیانه 928 نفر توسط پلیس آمریکا به قتل می رسند این در حالیست که تعداد غیرنظامیان آمریکایی کشته شده در عملیات تروریستی در تمام نقاط جهان تنها 16 نفر است که نشان می دهد خطر پلیس آمریکا برای مردم این کشور بیش از خطر تمام گروهکهای تروریستی مانند داعش و القاعده و غیره می باشد.

در همین راستا نشریه هافینگتون پست در مقاله ای با تیتر" کشتار ادامه دارد" اعلام کرد که طبق آمارهای دقیق از آغاز سال 2015تاکنون پلیس آمریکا 217 نفر از شهروندان را به قتل رسانده این آمار علی رغم اینکه به نظر می رسد به دلیل سانسور شدید رسانه ای کمتر از تعداد واقعی باشد ولی نشان می دهد در 72روزی که از سال 2015 گذشته است  217 آمریکایی توسط پلیس این کشور کشته شد اند، البته خشم مردم از این است که هیچ آمار دقیقی از کسانی که سالیانه توسط پلیس به قتل می رسند وجود ندارد.

مدیر اف بی آی نیز چندی پیش در یک سخنرانی در دانشگاه جورج تاون گفته بود که هیچ اطلاعاتی در مورد تعداد افرادی که مورد اصابت پلیس قرار می گیرند ندارد و این وضعیت را "مسخره "توصیف کرد.

  فرهنگ ظالمانه و خشونت باری در آموزشگاههای پلیس آمریکا حاکم شده که سبب شده تا پلیس که باید نگهبان و حامی مردم باشد همانند یک سرباز نظامی که نیروی خارجی اشغال کننده است از آموزشگاه ها فارغ التحصیل شود.

چندی پیش رفتم یه تقویم گرفتم که با دیدن جلد اول تقویم،یک تصویری توجه ی منو به خودش جلب کرد!!! یه خورده با دقت بیشتر به جلد اول تقویم نگاه کردم،دیدم نه اشتباه ندیدم نوشته تقویم حافظ شیرازی،اما هرچه قدر با خودم فکر کردم گفتم خدایا آخه هیچی نباشه ما دیگه یک شب در سال،  اونم شب یلدا با آقای حافظ برو بیا داریم و کم و بیش با خودش و عکس، روی کتابش آشناییم. ولی این عکس روی جلد تقویم با کلی تغییر ولی اندکی شباهت شبیه به آقای حافظ بود...!!! 

انگاری این قضیه ی جلب توجه و زیبایی به آقای حافظ ما هم سرایت کرده و با تغییر اون چهره ی مردانه ی خودش فکر کنم بیشتر امروزی پسند شده،اما این تغییرات به چه قیمتی؟ برای فروش بیشتر تقویم؟؟ یا بازی کردن با آبروی شاعری بزرگ و نامدار به نام خواجه حافظ شیرازی ؟؟؟

تا کی باید به سنگ فرش خیابان های شهر خود بنگریم؟؟؟

شاید بعضی ها با شنبدن چنین حرفی از دهن یه پسر امروزی، به سمتش جبهه بگیرن و بگن:

بابا بس کن خشک مقدس بازیاتووووووو....اح

اره اصلا ما خشک مقدس، ما امُل ،ما بی جنبه و....  اصلا هرچی که شما بگی. ولی برادر من، خواهر من ، بیاین یه خورده باهم رو راست باشیم و با یه دید دیگه به این کوچه خیابونا نگاه کنیم.

تا چندی پیش حرف، حرف کوتاهی لباس بود،یا همین چند وقت پیش که بحث ساپورت و تنگی لباس مطرح شده بود. ولی تو این مدت دقت کردین این مواردی که ازشون داریم عبور میکنیم و از بعضی هاش که کلا رد شدیم، چقدر واسه مردم عادی شد؟؟؟؟ چقدر مردم راحت پذیرفتنش؟؟؟؟

از شما که به ما میگی امُل یه سوال دارم،اصلا دین و مذهب به کنار،چرا باید در یه جامعه ای با این تمدن و تاریخ پرشکوهش،مردم بیان راحت، تن به پوشش غربی بدن؟؟

بعضی هاتونم که حرف از تارخ پیشتشون مطرح کنیم، فریاد کوروش،کوروششون گوش آدمو کَر میکنه،چرا تا حالا به این فک نکردین از گذشته خودتون الگو بگیرید و تن به این خفت و خواری ندین؟؟؟

و اما روی سخنم و میکنم به اون دسته از افراد که ته دلشون نیمچه اعتقادی به دین و مذهب دارن،آخه واقعا این درسته که یه عده با ندونم کاری هاشون بیان ظهور رو عقب بندازن؟؟

این درسته که با این کارای بیخود دل یه آقایی رو که از پی این کوچه پس کوچه ها عبور میکنه و منتظر بازگشت افرادی مثل منو و شماست رو بشکونیم؟؟؟مگه آقا چند تا مثل منو و شما رو داره؟؟؟ مگه امام زمان رو چند نفر روی کره زمین با این همه جمعیت میشناسن؟؟؟

آیا وقت اون نرسیده که خودمونو جمع و جور کنیم؟؟؟؟؟

امام حسین (ع):

در بسیاری جاها،خاموشی،یاوری نیکو است، هر چند سخنوری یاشی.

تا مرد سخن نگفته باشد  /   عیب و هنرش نهفته باشد

هر بیشه گمان مبر که خالی است /   باشد که پلنگ خفته باشد

                                                                   * مولوی*

 

آقای روحانی مواظب باشید!!!

تجربه تلخ سال82 را دوباره تکرار نکنید!!! آمریکای خبیث قابل اعتماد نیست. خواهشاً بیشتر به یاد شهدا و جانبازان این مرز و بوم باشید.

ما هسته ای را با جان بدست آورده ایم خواهشاً به نان نفروشید، بر امام حسین (ع)  آب آشامیدنی را تحریم کردند،ما نیز حسینی هستیم و حسینی خواهیم مرد و تن به ذلت نخواهیم داد.

" خاندان آل سعود - وهابیون نفتی "

در پی اهانت های پی در پی خاندان  آل سعود و وهابیان به شعیان و خصوصا در حادثه ی تعرض به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده توسط نگهبانان فرودگاه ،معبر سایبری همراه رهبر تصمیم به ترسیم یک صحنه ی طنز از وهابیون نفتی (با گرفتن پول نفت،فتواهای مربوط به منافع خود را صادر میکنند ) و خاندان آل سعود بزند.

به امید پیروزی همه شیعیان و مسلمانان جهان در برابر ظلم و ستم،ستمگران جهان با ظهور منجی حق.

" در ساعت 23/30 در جریان بازی فولاد خوزستان و الهلال عربستان الشهرانی بازیکن الهلال پیراهن خود را دراورد و در زیر پیراهن تصویر و کاریکاتور نوجوان 15 ساله کشیده بود  این موضوع را ضمن اطلاع به دوستان تقاضا دارم در همه شبکه های اجتماعی و به اطلاع مسولین برسانند 
رو پیراهنش به همراه حرکت دستش گفته الوو یه بچه 15ساله میخوام.ای [....] [....] باید تو ایران اتشش بزنن. 
پاسخ شایعه
1. ناصر الشمرانی بازیکن تیم الهلال عربستان در تاریخ 20 فروردین 1394 پس از گلزنی مقابل فولاد خوزستان پیراهنش را بالا زد و زیرپیراهنی خود را به نمایش گذاشت . 
2. روی زیرپیراهن او عبارتی عربی نوشته شده بود و با "کاریکاتور صورت خود او" هم همراه بود . 
3. اشاره این متن و تصویر به یک سریال طنز مراکشی بوده است ؛ سریالی به نام الو 15، ضمنا شماره 15 شماره پیراهن مرد آسیا 2014 نیز هست که خود او سال قبل از آن خود کرده بود . 
4. شایعات منتشره پیرامون اهانت وی نیز بدون اساس ، بدون سند و صرفا جهت سو استفاده از احساسات جریحه دار شده مردم ایران در خصوص حادثه فرودگاه جده می باشد . 
5. دامن زدن به این مطالب کذب و غیر واقعی ، صرف نظر از تبعات منفی که در نگاه هموطنان ایجاد می کند ، موجب تشویش خاطر آن دو نوجوان عزیز و اطرافیانشان نیز می گردد . 
لذا از انتشار چنین اخباری پیش از تحقیق و بررسی جدا بپرهیزیم . 
  جو و حق طلب باشیم

متن شایعه

"ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﻗﻀﺎﻭﺗﯽ ﺩﻭ " ﺗﯿﻢ مذاکره کننده  ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﻭ ﺩﻭﻟﺖ ﺣﺴﻦ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﺨﺼﺺ ﻭ ﺗﺤﺼﯿﻼﺕ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ 

::::: ﺗﯿﻢ ﻗﺒﻠﯽ؛ 
ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻣﺬﺍﮐﺮﺍﺕ: ﺳﻌﯿﺪ ﺟﻠﯿﻠﯽ: ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ ﻣﻌﺎﺭﻑ 
ﺍﺳﻼﻣﯽ / ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ 
ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺭﺷﺪ: ﻋﻠﯽ ﺑﺎﻗﺮﯼ :ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ 
ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ / ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ 
ﻣﻌﺎﻭﻥ : ﻣﺤﻤﺪ ﻫﺎﺩﯼ ﺯﺍﻫﺪﯼ ﻭﻓﺎ : ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻭ 
ﺭﺋﯿﺲ ﺩﺍﻧﺸﮑﺪﻩ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ 
ﺻﺎﺩﻕ 
::::: ﺗﯿﻢ ﻓﻌﻠﯽ؛ 
ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻣﺬﺍﮐﺮﺍﺕ: ﻣﺤﻤﺪ ﺟﻮﺍﺩ ﻇﺮﯾﻒ "ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ 
"ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻞ/ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺩﻧﻮﺭ/ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ 
ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺭﺷﺪ: ﻋﺒﺎﺱ ﻋﺮﺍﻗﭽﯽ"ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ 
"ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺳﯿﺎﺳﯽ/ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﮐﻨﺖ/ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ  
ﻣﻌﺎﻭﻥ : ﻣﺠﯿﺪ ﺗﺨﺖ ﺭﻭﺍﻧﭽﯽ "ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ ﻋﻠﻮﻡ 
ﺳﯿﺎﺳﯽ/ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﻥ/ ﺳﻮﺋﯿﺲ  
"ﺑﻪ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﯼ ﺗﯿﻢ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﯽ. 
ﺿﻤﻨﺎً ﻇﺮﯾﻒ ﺩﻭ ﺗﺎ ﻋﻀﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻭﺍﺭﺩ ﮔﺮﻭﻩ 
ﮐﺮﺩﻩ: 
ﺟﻤﺸﯿﺪ ﻣﻤﺘﺎﺯ " ﺩﮐﺘﺮﺍﻯ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻞ ﻭ 
"ﺣﻘﻮﻕ ﻋﻤﻮﻣﻰ / ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﺎﺭﯾﺲ 
ﻭ ﺍﻣﯿﺮﺣﺴﯿﻦ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻧﯿﺎ " ﺩﮐﺘﺮﺍﯼ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺟﺰﺍﯾﯽ  
"ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻧﯿﻮﯾﻮﺭﮎ 

پاسخ شایعه

 برخلاف ادعای متن ، دکتر سعید جلیلی دارای دکترای علوم سیاسی می باشند . 
محمد هادی زاهدی وفا ، دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه اتاوای کانادا دریافت نموده و سابقه تدریس در دانشگاه تورنتو، کارلتون و اتاوای کانادا را نیز در کارنامه دارد
و دانشگاه محل تحصیل آقایان علی باقری ، ظریف ، عراقچی و تخت روانچی که در متن قید شده صحیح می باشد . 
این مقایسه شیطنت آمیز صرفا جهت تخریب تیم مذاکره کننده قبلی انجام شده است در حالی که سطح تحصیلات هر دو گروه یکی بوده و تحصیل در خارج از کشور نیز افتخاری محسوب نمی شود ! 
دانشگاه امام صادق (ع) از بهترین دانشگاه های ایران است که ضمن در نظر گرفتن نتایج کنکور ، بررسی نمرات دروس مرتبط ، مصاحبه و گزینش را نیز برای دانشجویان ورودی خود اعمال می نماید . 
این دانشگاه در رتبه بندی دانشگاه های جهان در مقامی بالاتر از بسیاری از  دانشگاه های مطرح ایران قرار گرفت . جمشید ممتاز و امیر حسین زمانی نیا نیز تنها در برهه ای و آنهم به صورت مشاور ، نه عضو تیم مذاکره کننده همکاری نمودند و در مذاکرات لوزان نیز حضور نداشتند . 
جای تعجب است که برخی سایتهای خبری و غیرخبری پر مخاطب نیز بدون کوچکترین تحقیقی ، این متن جعلی و شیطنت آمیز را منتشر نموده و به فکر اعتبار خود نیز نبوده اند ! 

خانه‌های قدیمی جایی بود برای حس آرامش و آسایش ؛ چون معماران چند نسل قبل، تعبیرشان از خانه، جایی برای دور هم جمع شدن اعضا و تقویت دوستی‌ها بود.
برای همین در ساختن بنا وسواس داشتند که جهت خانه به سمت نور خورشید و قبله باشد تا در روزهای گرم، سایه داشته باشد و در روزهای سرد آفتابگیر شود.
حیاط، قلب تپنده خانه‌ها بود که نه فقط فضایی برای انجام امور خانه بلکه محیطی برای برگزاری مراسم مختلف عروسی و عزا و خلاصه بهانه ای برای حضور اهل خانه، فامیلو دوستان گرد هم.سوغات معماری فرنگی، ارمغان کوتاه شدن تدریجی دیوار آشپزخانه‌ها و اٌپن شدن آنها بود.کلنگ‌ها و تیشه‌ها افتادند به جان دیوارهای پر خاطره مان. دیگر خبریاز اتاق‌های تو در تو و حریم این و آن نبود .دلمان در این خانه‌های لوکس می‌گیرد. بچه‌ها از ماندن در خانه‌ها بیزارند و پارک کوچک محل که اندک جایی برای دویدن دارد را به نشستن در فضایی تنگ و شلوغ که برای این که همسایه‌ها به درونش نگاه نیندازند، با پرده‌های کلفت پوشیده شده ترجیح می‌دهند.شاید برای همین است که حالا داشتن تراس بزرگ خانه‌ها برایمان یک آرزوست.نسل امروز بچه‌ها، که روزی در حیاط خانه‌ها به دنبال هم می‌دویدند و در حوض آب شیرجه می‌رفتند امروز به آب بازی در لگن پلاستیکی حمام‌ها هم رضایت می‌دهند.

در **مهد کودک های ایران** 9 صندلی می گذارند وبه 10 بچه می گویند هر کسی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره "گرگه" باید سر بذاره و ادامه بازی.در** مهد کودک های** ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یک نفر هم روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن وهمدیگر رو طوری بغل میکنن که کل تیم 10 نفره روی 9 تا صندلی جا بشن و کسی بی صندلی نمونه.
ما فرهنگ** فردگرائی و منم** را یاد می دهیم و از کودکی می آموزیم برای بقا باید نفر بغل دستی را زیر پا بگذاریم و ژاپنی می آموزد که بقای آنان در **حفظ گروه** آنان است.
**اگر امروز کسانی هستند که در مملکت ما فقط به خود فکر میکنند و برای بقای خود دست به هر کاری می زنند و هر توجیهی را موجه میدانند شاید بخش غیر قابل انکار آن در همین فرهنگ سراسر غلطی است که از کودکی می آموزیم.**

«تهران زندگی می‌کردم، کارم در زمینه کامپیوتر بود، روزی از تلویزیون یکی از نمازهایی را که آیت‌الله بهجت (ره) می‌خواندند را دیدم و لذت بردم.
تصمیم گرفتم به قم بروم و نماز جماعتم را به امامت آیت‌الله بهجت (ره) بخوانم، همین کار را هم کردم، به قم رفتم، دیدم بله همان نماز باشکوهی که در تلویزیون دیدم در قم اقامه می‌شود، نمازهای پشت آقا بسیار برایم شیرین و لذت بخش بود، برنامه‌ام را طوری تنظیم کردم که هر روز صبح بروم قم و نماز صبحم را به امامت آقای بهجت بخوانم و به تهران برگردم.
یک سال کارم همین شده بود، هر روز صبح می‌رفتم قم نماز می‌خواندم و برمی‌گشتم، در این زمان شیطان هم بیکار ننشسته بود، هر روز مرا وسوسه می‌کرد که چرا از کار و زندگی می‌زنی و به قم می‌روی؟ خوب همین نماز را در تهران بخوان و … .
کم کم نسبت به فریادهای آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام دادن آخر نماز حساس شده بودم، آخه چرا آقا فریاد می‌کشه؟ چرا داد می‌زنه؟ چرا با درد سلام می‌ده؟ حساسیتم طوری شده بود که خودم قبل از سلام‌های آقا سلام می‌دادم.
به خودم گفتم من اگر نفهمم چرا آقا موقع سلام آخر نماز فریاد می‌کشه دیگه نمیام قم نماز بخونم، همون تهران می‌خونم، این هفته هفته آخرمه …
یک روز آومدم و رفتم دم درب منزل آقا، در زدم، گفتم باید بپرسم دلیل این فریادهای بلند چیه، رفتم دیدم آقا میهمان داشتند، گوشه اتاق نشستم و در افکار خودم غوطه‌ور شدم، تو ذهن خودم با آقا حرف می‌زدم، آقا اگر بهم نگی می‌رم هان! آقا دیگه نمیام پشتت نماز بخونم هان! تو همین افکار بودم که آیت‌الله بهجت انگار حرفامو شنیده باشه سر بلند کرد و به من خیره شد، به خودم لرزیدم، یعنی آقا فهمیده من چی می‌گفتم؟ من که تو دلم گفتم، بلند حرفی نزدم، چطور شنید؟
سرم را پایین انداختم و آرام از مجلس خارج شدم و به تهران برگشتم، در راه دائما با خودم می‌گفتم آقا چطور حرف‌های من را شنید؟ در همین افکار بودم تا اینکه شب شد و خوابیدم، در خواب دیدم پشت آیت‌الله بهجت (ره) ایستادم و در صف اول نماز می‌خوانم، متعجب شدم، در بیداری اصلا نمی‌توانستم به چند صف جلو برسم چه برسد به اینکه برم صف اول!
خوشحال بودم و پشت آقا نماز می‌خواندم، یک دفعه تعجب کردم، دیدم در جلوی آقا، روبروی محراب یک دربی باز است به یک باغ بزرگ و آباد، آخه این در رو کی باز کردند؟ اصلا قم چنین باغ بزرگی نداره، تعجب کردم، باغ سر سبز و پر از میوه‌ای بود، خدای من این باغ کجا بوده؟ در همین افکار بودم که به سلام آخر نماز رسیدیم، در انتهای نماز و هنگام سلام نماز درب باغ محکم بسته شد، یک لحظه از خواب پریدم.
یعنی من خواب بودم؟ آقا جواب سئوال من رو در خواب دادند، پس راز این فریاد بلند آقا هنگام سلام نماز درد دل کندن از آن باغ آباد و بازگشت به زمین خاکی بود؟ به دلیل این درد آقا فریاد می‌کشید، من جواب سئوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال دیگر عاشقانه هر روز صبح برای نماز به قم می‌رفتم و سپس به تهران بازمی‌گشتم تا آقا رحلت کردند.»
این مطالب خاطرات یکی از نمازگزاران حضرت آیت‌الله العظمی بهجت (ره) بود که توسط پسر این مرجع تقلید فقید در مراسم سالگرد حضرت آیت‌الله بهجت (ره) در مسجد صاحب الزمان (عج) ورامین بازگو شد.

 

شما می‌بینید که این حضرات کُره‌ای‌ها - من از کار اینها خوشم می‌آید - تاریخ ندارند؛ لذا میگویند «افسانه‌ی جومونگ»، افسانه‌ی فلان. یعنی از اوّل حساب را تصفیه میکنند؛ [میگویند] افسانه است، واقعیّت نیست. یک‌چیزی در می‌آورند، یک تاریخ برای گذشته‌ی خودشان درست میکنند، که وقتی یک جوان کُره‌ای به این فداکاری‌ها و به این شجاعتها و به این کارهای عجیب غریبِ سینمایی نگاه میکند، خب احساس هیجان میکند، احساس هویّت میکند، احساس افتخار میکند. ما اینها را در واقعیّت زندگی خودمان داریم، اتّفاق افتاده، پیش آمده؛ چرا از اینها استفاده نمیکنیم؟ به‌نظر من یک قصور بزرگی - نمیگوییم تقصیر؛ لااقل قصور بزرگی - اتّفاق افتاده است، باید جبران بشود. 
به‌نظر من ما پنجاه‌سال دیگر هم بایستی درباره‌ی دفاع مقدّس بنویسیم، بگوییم، توصیف کنیم، تشریح کنیم، انواع و اقسام هنرها را به خدمت بگیریم، برای اینکه این حادثه‌ی عظیم را تبیین‌کنیم.

*رهبر انقلاب در دیدار عوامل فیلم شیار143*

بسیجـــــــی ترکش خـــورده        ترکــــــش ســـرش رو بـرده         عروســــــی نکرده مـــــرده
ان شاءالله مبارکــــــش بــاد         داشتــــه کلاش میبـــــرده           ترکــــش تو قلبــــش خورده
شهـــــید شده ،نمــــــرده           انشـــــا الله مبارکــــش باد
 

ناخدای انقلاب : امروز باید یکی از گفتمان های پایه ای کشور، گفتمان پیشرفت علم و فناوری باشد.

با عنایت به خداوند منان، در جهت دسترسی راحت و همچنین بهره مندی از رسانه فرهنگی، انقلابی و اسلامی

 اپلیکیشن معبر سایبری همراه رهبر راه اندازی و آماده دریافت همراهان معبر قرار گرفت.

دوستان و همراهان معبر از این به بعد می توانند در هر نقطه ای با نصب این اپلیکیشن از آخرین بروز

رسانی های معبر مطلع شوند.

برای دریافت این اپلیکیشن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.


ادامه مطلب

جستجوگر

آرشیو مطالب

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 316
  • کل نظرات : 93
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 2
  • تعداد اعضا : 20
  • :: آمار بازديد

تبلیغات